تبليغاتX
كلاغ و پاييز...!

كلاغ و پاييز...!

بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم..

10 تیر بر می گردم!

                                        همین..


خط خطی شده توسط ما دو نفر در شنبه نهم اردیبهشت 1391





بهار..
بهار که بیاید ،

تو را به میهمانی شکوفه ها خواهم برد . .

بهار که بیاید..!

http://up.vatandownload.com/images/08kr8c2nin5fbnjjd706.jpg

بهار را فقط شکوفه های بهار نارنج می فهمند و بس!

http://up.vatandownload.com/images/kdukrkvgp3j44ccdz7gn.jpg

                    مست بهارند;

نارنج های بی بهار..!


بنویس او . . بخوان تو:

لطفت بود که مرا باز گرداند;

لطفا مرا باز مگردان!

ممنون.


خط خطی شده توسط ما دو نفر در جمعه هشتم اردیبهشت 1391





ماه من..
بچه که بودم..

شبا وقتی می دویدم، آسمونو که نگاه می کردم

می دیدم ماه هم با من می دوه!!

سرعتمو زیادتر می کردم که بهش برسم

اما..اون همیشه جلوتر بود، دورتر..

ولی بازم هوامو داشت، پا به پام می اومد.

هنوزم یه ماه تو آسمونه، اما دیگه ماه من نیست!

منم دیگه اون دختر کوچولوی شیطون نیستم

خیلی بزرگ شدم..،خیلی بزرگتر از بچگی.

ماه منو لولو برد..!

                            بخند . . ، که دنیا محل گذره!!

بنویس او . . بخوان تو:

به یاد خواب آلودگی هایِ صبح های دبستان،

آن قدر صدایت می زنم ، تا بیدار شوم..


خط خطی شده توسط ما دو نفر در جمعه هجدهم فروردین 1391





جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادت..

 زمين مي‌چرخد و مي‌چرخد و مي‌چرخد و باز مي‌رسد به بهار،

به همان نقطه‌ ي آغاز !

حواست به لحظه هایت باشد، به آغازها . . .

 فقط لطفا هواي «خاطره» را داشته باش ،

شايد نوروز 92 يادت نياد که ساعت ۸ و ۴۴ دقيقه و ۲۷ ثانيه

روز سه شنبه يک فروردين ۱۳۹۱ هجري شمسي،

صورت چه‌ کسي را اول براي تبريک بوسيده‌اي؟

راستی تا «زندگي» هست، «عشق» هم هست . .

بنویس او...بخوان تو:

هر گام ما به سوی تو،

نخستین خواهد بود;

حتی آخرین قدم..

و نخستین قدم در راه تو،

آخرین گام ماست..



خط خطی شده توسط ما دو نفر در سه شنبه یکم فروردین 1391





کي قرار است قضاوت کند چگونه بودن ما را؟
" اسفند که مي‌‌شود آدم تازه ياد قول و قرارهاي مانده اول سالش مي‌‌افتد.

کتاب‌هايي که قرار بوده بخواند و نخوانده،

کارهايي که قرار بوده انجام دهد و هنوز اول راه است،

اخلاق‌هاي بدي که قرار بوده دور بريزد و... .

اسفند که مي‌‌شود آدم تازه ياد خودش مي‌‌افتد،

خودي که در لابه‌لاي دل مشغولي‌هايش خاک مي‌‌خورده و هنوز خانه تکاني نشده.

اسفند که مي‌‌شود آدم بايد براي خودش اسپند دود کند از اين همه کارهاي نکرده،

قول‌هاي بي عمل و... ."


+ امروز خدا را خیلی شکر کن ، بیشتر شکر کن . .


                       باز هم بیشتر . . !


بنویس او،بخوان تو :

نه این که می آیم تا به تو برسم،

همین که می آیم،به تو می رسم . .


خط خطی شده توسط ما دو نفر در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390





آتشی که نمیرد!

باید همین جاها باشد..

همین دور و بر،

بگرد..

پیدایش خواهی کرد

"هرآنچه را که در دور دست ها به جستجویش هستی.."

+ هرکس بر خدا توکل کند،خداوند او را کافی است...


بنویس او...بخوان تو:

دل نمی داند چه می خواهد

ولی آنچه می گوید،

نشانه های توست...


.:: ادامه ی مطلب ::.
خط خطی شده توسط ما دو نفر در شنبه سیزدهم اسفند 1390





دستتو بده من...

بنویس او...بخوان تو:

مسافرم!

"خود" م را به تو می سپارم...

تا بازگشت،مراقبش باش!

تا همیشه..


خط خطی شده توسط ما دو نفر در چهارشنبه سوم اسفند 1390






"  زندگی جریان داره و پر از اتفاقای خوبه.. "


خط خطی شده توسط ما دو نفر در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390





پایان محدودیت!

اگه توی مسیر زندگی ات به این تابلو برسی...چیکار می کنی؟

و ناگهان، پایان تمام محدودیت ها


به نظر من : اینجاست که می تونی آدمای دور و برتو به معنای واقعی بشناسی!

"شک گاهی هولناک است...اما هرگز هولناک تر از یقینی با چشم های بسته نیست."

بنویس او...بخوان تو...: گویا باز مرا خواندی، که دلم یاد تو کرد!


خط خطی شده توسط ما دو نفر در پنجشنبه ششم بهمن 1390





لحظهٔ آغاز!

امروز تولدمـِ ...

حس خیلی خوبی دارم.

همیشه روز تولدم این حس فوق العاده رو داشتم

نمی دونم یه سال به عمرم اضافه شد یا ازش کم!

ولی مطمئنا اندازه یه سال تجربه کسب کردم.

اشتباهاتی که بهم میگن نباید دوباره تکرار بشن...،

همه ی روزایی که پشت سر گذاشتم ،خوب یا بد...

در کنار هم خاطرات اولین سال ورود به سن قانونی

رو تشکیل دادن و گوشه ذهنم بایگانی شدن.

آدمای جدیدی که باهاشون آشنا شدم و از این بابت واقعا خوشحالم

همونایی که باعث شدن دیدم نسبت به خیلی چیزا عوض بشه...

یاد گرفتم بدی های دیگران رو راحت تر ببخشم

و اینکه خیلی مهمه که صبور باشم

و مهم تر از همه بیشتر با عقلم تصمیم بگیرم تا احساس.

""تولد لحظهٔ آغاز حیات در موجودات زنده است.""


+ من ایمـــا و اشـاره نمی دانــم...!

بایــد تمــام قــد رو بــِ رویــ ـَم بایستــی و بگویــی:

دوستـــتـــــــــــ دارم!


.:: ادامه ی مطلب ::.
خط خطی شده توسط ما دو نفر در چهارشنبه پنجم بهمن 1390





برگ های ریخته

Designer Me & My Celestial Love

.:: Menu ::.

صفحه ي نخست
پست الکترونيک
پروفايل مدير وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ
طراح قالب

.:: About ::.

خدايـــــــــــــــــــــا !!!

لطفاْ به بعضي از آنهايي

كه به خيال خود فكر مي كنند ايمان آورده اند،

ياد آوري كن كه . . .

تــــــــــو خــــــــدايي نــــــــــه " آنهـــــــــــــا "

***
مورچه ای شده ام که زورم به بارم نمی رسد!

***
خداوندا ... مرا از من رها کن ...

که هيچکس به اندازه ي من مرا اذيت نکرد!

***
حالم خیلی خوب است
فقط دلم
کمی
نه!
زیادی
بهانه ات را می گیرد
خدایا....!!

.:: Others ::.




.:: Archive ::.

اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
ادامه ی آرشیو ماهانه